چه سیاستی به حق زنان جوان به اشتغال راه می برد؟

مریم امیری
Maryam Amiri, Tehran Community Manager

یکی از مهمترین مسائلی که جوانان در ایران با آن مواجه هستند مسئله اشتغال است. علی رغم بالا رفتن نرخ باسوادی و آموزش سطوح عالی، بسیاری از جوانان سالها پس از فارغ التحصیلی بیکار می¬مانند و یا در مشاغلی غیر از آنچه برای آن آموزش دیده اند مشغول به کار می¬شوند.

این مسئله درباره زنان حادتر است که بیش از هرچیز به آموزش های ایدئولوژیک دولت مبنی بر در خانه ماندن زنان جوان و تبلیغ وسیع این ایدئولوژی برمی¬گردد. به تازگی در مجلس ایران طرحی تصویب شده است که استخدام زنان (به ویژه زنان مجرد) را در نهادهای دولتی و دانشگاهها به شدت محدود می¬کند. همچنین دانشگاهها از ثبت نام دختران در برخی رشته ها جلوگیری میکنند.

اما مسئله اشتغال زنان جوان در گروههای فرودست و ساکنان محلات فقیرنشین و غیررسمی از این هم بدتر است. از یک سو اشتغال برای این زنان به دلیل فقر خانوار یک ضرورت حیاتی است و از سوی دیگر تله فضایی (عدم دسترسی مناسب به مرکز شهر) و عدم آموزش کافی (زیرا بسیاری از آنها از مناطق روستایی به شهر مهاجرت کرده اند) فرصت اشتغال را از این زنان سلب کرده است. طرح های دولتی برای تسکین این مشکل غالبا به طرح های موسوم به «خوداشتغالی» محدود میشود. شهرداری تهران هر سال در روزهای پایانی سال در برخی پارک های شهر غرفه هایی برای فروش محصولات خانگی زنان کم درآمد آماده می¬کند. این راهکارها به وضوح شکست خورده است. زیرا در هر صورت هزینه تمام شده محصولات خانگی از محصولات کارخانه ای بسیار بالاتر است و فروش این محصولات که خود فرایندی مشقت بار است و شانس اندکی برای آن هست، سود مالی ناچیزی نصیب این زنان می-کند.

فقدان طرح های اشتغالزا در شرایط رکود تورمی از سوی دولت برای جوانان از یک سو و اندک بودن شمار NGO ها در زمینه آموزش حرفه ای و اثرگذاری کم آنها- به ویژه در رابطه با زنان جوان- ازسوی دیگر، جوانان را به سوی راه حل های ابتکاری و فردی سوق می¬دهد. دست فروشی یکی از این راه حل هاست.

زنان جوان فرودست از زمان راه اندازی متروی تهران (در سال 1378) به سرعت پتانسیل سودآوری آن را کشف کردند و برای فروختن اجناس خرد و ریزی که به قیمت کمتر از بازار تهیه می¬کردند وارد مترو شدند. آنها هر چند گاه و بیگاه با مزاحمت مامووران مترو مواجه می¬شدند ولی تا همین اواخر مانعی جدی برای کارشان وجود نداشت. تا اینکه در تابستان 2014 شهرداری تهران اعلام کرد دستفروشی در مترو ممنوع است. این اعلام که با تبلیغات گسترده علیه دستفروشان همراه بود با کمک پلیس اجرایی شد.

این مانع مقاومت زنان برای بازیافتن شغلشان نشد. آنها فرار کردن از دست پلیس و پنهان شدن لابه لای مردم را به جزیی روزمره از این شغل بدل کردند. همین مقاومت ، نهادهای مدنی را به حمایت از آنان واداشت. در فیسبوک صفحه های متعددی شکل گرفت (به عنوان مثال: این صفحه ) که حمایت مردم عادی از دستفروشان را اعلام می¬کرد. همچنین بنیاد باهمستان که یک تشکل مردم نهاد برای دفاع از حق به شهر در تهران است، از روشنفکران، جامعه شناسان و استادان دانشگاه دعوت کرد تا درباره پدیده دستفروشی بحث کنند و در این رابطه یک سمینار عمومی نیز برگزار کرد. نتیجه چنین تلاش¬هایی، تبدیل موضوع دستفروشی به بحثی عمومی و اجتماعی شد و آگاهی نسبت به حق دستفروشان در متروی تهران را بالا برد. همچنین لزوم تشکل یابی دستفروشان و تشکیل اتحادیه صنفی برای دفاع از حقوقشان، موضوع دیگری است که پس از این اتفاقات زنان دستفروش به فکر تشکیل آن افتادند.

با اینکه ممنوعیت دست فروشی در متروی تهران، هنوز باپرجاست ولی زنان جوان دستفروش توانستند با همیاری نهادهای مردمی، حق قانونی خود را برای امرار معاش در اذهان عمومی جا بیندازند و همین کار را برای شهرداری و پلیس سخت کرده است.

 
Photo: Municipality of Tehran, Mehrkhane Agency

Permalink to this discussion: http://urb.im/c1502
Permalink to this post: http://urb.im/ca1502tep